نه افراط و نه تفریط
نه افراط و نه تفریط
هزاره های محترم، فرهیختگان عزیز و روشنفکران گرامی!
دوستان نهایت مهربان! در هر کاری هم افراط و هم تفریط هر دو مضر و خطرناک می باشد. دین مبین اسلام نیز پیروان خودش را از این مقوله ها منع نموده و میانه روی را توصیه می نماید.
در بعضی مسائل آنقدر افراط می شود که از آن طرف بام می افتیم و گاهی آنقدر تفریط صورت می گیرد که برعکس از این طرف بام می افتیم.
در مسئله نژاد گرایی و هزاره پرستی آنقدر افراط می نماییم که دشمن مجبور به عکس العمل می گردد. تاجیک ها و ازبک ها همه در افغانستان به دنبال رشد و پیشرفت قومشان هستند ولی آنقدر سنجیده و با برنامه حرکت می کنند که هیچ کسی در مقابل آنها حساس نمی شوند. آنها سروصدا راه نمی اندازند از آنها اگر کسی در مسابقات بین المللی اگر مدال بیاورند و یا در دانشگاهها قبول شوند هیچ وقت مسئله قومیت را دامن نمی زنند، بلکه افتخارش را مال همه افغانستان می دانند نه مال یک نژاد و قوم خواص اما اگر یک هزاره که در مسابقات موفق می شود دیگر هزاره ها سر از پا نمی شناسند و آنقدر مسئله را کوچک و محدود می نمایند که اینگار قهرمان مختص قوم هزاره بوده است نه مال افغانستان. البته قبول داریم که در طول تاریخ هزاره ها مظلوم واقع شده اند و این رشد و شکوفایی برای آنها مسرت بخش است و درست است شاید دیگران هم به این مسئله دامن می زنند و تا حدودی متأثر از جبر زمان هم می باشد ولی ما باید هوشیارانه عمل نمائیم و نباید بهانه دست دیگران بدهیم.
زمانی که ورودی دانشگاهها بیشتر از مناطق مرکزی و در بعضی ولایات بیشتر از قوم هزاره بوده اند، آنقدر هزاره ها دست زدند و هورا کشیدند که دیگرانی که متوجه هم نبودند هوشیار شدند و امروز یک دست در مقابل هزاره ها قرار گرفته اند و برای جلوگیری از پیشرفت هزاره ها مانع تراشی می کنند و دیدیم که به دنبال طرح سهمیه بندی در کانکور بر آمدند.
در قتل و کشتار هزاره های پاکستان نیز آنقدر تندروی و افراط نمودیم که دشمنان که هیچ حتی مخالفان و رقیبانمان نیز شک کردند که شاید اتحادیه جهانی هزاره ها تشکیل شده است و می خواهند کشور خود مختار هزارستان را تشکیل خواهند داد.
البته ما مخالف ایجاد وحدت و انسجام جهانی هزاره های جهان نیستیم و از آرزوی های برزگ ما هم اتحاد همه هزاره می باشد ولی باید هوشیار و بیدار باشیم که این هماهنگی ها و همکاریها نباید به نحوی به ضرر جامعه هزاره ها تمام شود.
در حمایت ها نباید افراط صورت بگیرد که حتی اگر چیزی هم نباشد دیگران آنرا وسیله قرار بدهند برای سرکوب ویا محکوم ساختن ماها.
در قضیه کویته حمایتها گرچند تاحدودی خوب بود ولی هیچ تأثیری به حال هزاره های پاکستان نکرد. آنها همچنان مورد هجوم قرار می گیرند و جنایات همچنان در پیش چشمان سازمانهای حقوق بشری و بین المللی ادامه دارد.
به قول حامد کرزی که درجایی خواندم و گفته بود: هزاره ها شما چیزی نگویید که زورتان کم است. هرچند شاید هم واقعاً نگفته باشد ولی در کل حرف دل آنها همین است و بقول خودمان نباید چنین باشیم که «چیزی نیست ده باریم – غضب است ده قاریم».
برعکس امروز در مسئله کوچیها تفریط از خود نشان میدهیم، مگر یادمان رفته است که در اوایل دولت حامد کرزی، رهبران مردم هزاره قول حل صد در صدی معضل کوچیها را از حامد کرزی گرفته بودند و با همین شرط هزاره ها به ایشان رأی دادند. مگر یادمان رفته که در آن سالها کمی تحرک از خود نشان دادیم و نمایندگان پارلمان تحصن کردند، مقامات هشدار دادند و مردم به جوش و خروش در آمدند و قریب بود که دولت، کوچیها را در همان سال ساکن سازد اما کم کم دستان پشت پرده کوچیها(سازمانهای مخوف زیرزمینی این قضایا) دست به کار شدند و دولت افغانستان را قانع ساختند که نباید در مسئله کوچیها دخالت نماید، زیرا این مسئله صرفاً جنبه اجتماعی و فی البداهه نمی باشد بلکه مسئله بسیار پیچیده و کاملاً سیاسی و نشأت گرفته از یک طرز تفکر عمیق تاریخی شکل گرفته است، به همین علت هی تکرار شد و تکرار شد، هرساله کوچیها با حمایت کسانی در درون دولت تشویق به آمدن و حتی سازماندهی گردید. از آن طرف کم کم هزاره ها را نیز آرام ساختند، گاهی با پرداخت خسارت اموال و گاهی با دادن وعده و وعید به عده ای و گاهی هم با مذاکره و مناظره با سران و رهبرانمان کم کم حتی آنها را هم مسکن زدند که نتیجه اش را امروز شاهدیم، کوچیها می آیند، قتل و کشتار، چور و چپاول راه می اندازند ولی هیچ کس عکس العمل نشان نمی دهند، همه آرام شده اند، همه پذیرفته ایم که بله کوچی باید کوچی باشد و باید به هزاره جات بیاید و باید مال و اموال ده نشین ها را تاراج نمایند، اگر هم کسی مانع شد، کوچی حق دارد که دست به قتل و کشتار بزند، چون کوچی است دیگر. این روند حالت طبیعی پیدا کرده است، ده نشینان باید این روند را در جنتری خودشان ثبت نمایند و مثل فصول سال کوچی ها هم در یک روز مشخص می آیند و یک بار دیگر بهار ده نشینان را به خزان مبدل می نمایند و کشتزار و مراتع را می چرانند و هر کاری که دلشان بخواهند می کنند و ده نشینان نیز باید تعدادی را از بین خودشان پیشاپیش قربانی انتخاب نمایند، چون مسئله تقریباً به صورت واجب شرعی کم کم نهادینه شده است و همه هم اینرا پذیرفته ایم. به همین خاطر دیگر نیازی نیست که عکس العمل نشان بدهیم، یا به مجامع بین الملل و حقوق بشری شکایت نمائیم. آمدن کوچی، دزدیدن، ظلم کردن، از بین بردن مال و اموال و کشتن سالانه چندین نفر، دیگر طبیعی است نباید داد و بیداد راه انداخت و نباید شکایت نماییم.
یک زمانی که در روستاها داکتر و طبیب وجود نداشت و دوا و دارو هم نبود مردمان ده که فرزندانشان همیشه از دانه کلو، سرخکان و... می مردند، مردم ده به طور قطع به این عقیده ایمان داشتند که این امراض بر انسانها واجب از جانب پروردگار می باشند، حتی می گفتند، کسانی که در این دنیا به این امراض مبتلا نشوند، در آن دنیا حتماً می گیرند.
امروز ما به ده نشینان مناطق مرکزی می گوییم که ظلمهای کوچیها بر سرتان واجب است، اگر در این دنیا بر سرتان نیامد بدانید که در آخرت کوچیها به سراغ تان خواهد آمد.
بله این تفریط به این حد نیز می بینیم که چقدر ریشه کن کننده است و همه ما را خواب برده است. هر روز آنها را جری تر می کند و ما را بی حس تر. امسال پیام گلبدین حکمتیار را هم همه شنیدیم این پیام و این طرز فکر واقعی است و جدی می باشد، نباید آنرا اندک شمرد، این دکترین از زمان عبدالرحمان غدّار به وجود آمده تا حال که یکی از سران آنها همین حکمتیار می باشد ادامه دارد، تاریخ دوران جهاد را مطالعه نمائید، ببینید که چه خیانتها که از جانب همین ملعون بر هزاره نشد. البته این طرز تفکر مخفیانه همیشه بوده و هست ولی امروز شاید گلبدین حکمتیار بر اساس مصالح و یا ناشیانه آنرا کمی آشکارا بیان کرده است. اما این نصیحت را هم به این آقا می کنیم که باید قدری عاقل باشد و بفهمد که دیگه آن دوران تمام شده که بر سر هزاره ها عربده بکشی و دیگه آنروزها را در خواب هم نخواهی دید، ولی ما هزاره ها هم نباید خواب رفته باشیم، رهبرانمان که خمار شهرکها و شرکتهای تجاری و داشته های خودشان می باشد، دیگر مردم هم که آنقدر لکدمال شده اند که شاید نای حرکت را نداشته باشند. اینها هشدارهای خطرناکی است که باید متوجه باشیم و گرنه تاریخ همچنان به ضرر ما و به سود دیگران رقم خواهد خورد.
والسلام علیکم
محمد جواد صمدی



از
آنجای که افغانستان از دو دهه به این طرف شاهد ماجراهای خونینی که در
دنیای معاصر از آن به آدم خواری محض تعبیر می کنند درگیر بوده و هست، جریان
فاشیستی و تروریستی که از عمق عداوت و دشمنی های آدم های کوردل و بی شعور
قرن همچون گلبدین حکمتیار و ملا عمر برمی خیزند و فضای اجتماعی و سیاسی
افغانستان را از لوث تعفن اندیشه های پوچ وبی اعتبار خویش آلوده می نماید و
روند زندگی مسالمت آمیز شهروندان افغانستان را به طور نسبی به مخاطره می
اندازند جای تاسف دارد .







































ما براين عقيده هستيم که فضاي ديجيتال فرصتي مناسب براي فرهنگ سازي است .